اقتصاددانان شهری معتقدند که MMT “کار نخواهد کرد” تا اقتصاد بازار برای مردم بهتر شود

نظریه نوین پولی (MMT) می گوید ، کشورهایی مانند انگلیس و ایالات متحده نیازی به نگرانی در مورد مالیات ندارند و اساساً می توانند به همان اندازه پول مورد نیاز خود چاپ کنند ، استدلالی که در میان بحران COVID-19 به دلیل توجه اهمیت بیشتری یافته است. سطح هزینه های دولت ها برای کمک به مقابله با اثرات رکود جهانی درگیر هستند. اما مایکل رابرتز ، یک اقتصاددان طولانی مدت با شرکت های تحقیقاتی سرمایه گذاری در شهر لندن ، معتقد است در حالی که درست است که دولت ها به طور کامل به منظور هزینه کردن پول ، به مالیات بستگی ندارند ، چاپ پول بدون اضافه کردن به ظرفیت تولیدی یک سرمایه دار است. در نهایت اقتصاد منجر به تورم خواهد شد.

Sputnik: آیا می توانید استدلال های اصلی تئوری مدرن پولی را توضیح دهید؟

مایکل رابرتز: MMT استدلال می کند که وقتی دولت واحد پول را کنترل می کند ، می تواند به همان اندازه که لازم است چاپ کند تا بتواند سیاست های دولت را برای دستیابی به اشتغال کامل تأمین کند. هیچ محدودیتی در بودجه دولت از هزینه های خدمات بدهی وجود ندارد. دولت نمی تواند به دلیل کنترل ارز ، به طور پیش فرض و نیاز نباشد. بنابراین مشکل “کسری اسطوره است” ، برای استفاده از عنوان کتاب جدید توسط اقتصاددان برجسته MMT ، استفانی کلتون.

Sputnik: با کدام بخش از درک MMT از پول موافق هستید یا فکر می کنید که این ماده چیست؟

مایکل رابرتز: بدیهی است که دولت تنها کنترل کننده ارز است و دولت / بانک مرکزی می تواند به همان اندازه که بخواهد (دلار) ایجاد کند. نیازی نیست اوراق قرضه با بهره خریداری شود که توسط مردم (موسسات و خانوارها) خریداری شود و از عهده هزینه های ارائه دهنده خدمات بدهی ناشی از آن برآید.

اما کنترل یک واحد حساب ، واحد پول ، یک چیز است ، دستور دیگری برای تولید چیزها و خدمات از آن است. محدودیت این است که “چاپ پول” بدون اینکه منجر به تولید جدید شود ، تورمی خواهد بود ، بنابراین قدرت خرید ارز را تضعیف می کند. MMT این محدودیت را به رسمیت می شناسد اما استدلال می كند كه فقط در صورت وجود اشتغال كامل و هیچ ظرفیتی وجود ندارد. اما MMT در مورد چگونگی دستیابی به ظرفیت در وهله اول چیزی نمی گوید.

Sputnik: شما بیان کرده اید که طرفداران MMT هیچ “تئوری ارزش” ندارند. این دقیقاً به چه معنی است و چرا این موضوع اهمیت دارد؟

مایکل رابرتز: MMT هیچ تئوری ارزش ندارد. اقتصاددانان کلاسیک بزرگ آدام اسمیت و دیوید ریکاردو استدلال می کنند که پول باید چیزی را نشان دهد ، یعنی میزان تولید کالاها و خدمات ، که به روشنی با میزان زمان کار در تولید اندازه گیری می شود. پول آن ارزش را نشان می دهد (گاهی اوقات دقیق نیست)؛ این ارزش ایجاد نمی کند.

Sputnik: “تئوری ارزش” که شما روی آن کار می کنید چیست؟

مایکل رابرتز: من بر اساس نظریه ارزش ماركس عمل می كنم ، یعنی آن ارزش فقط در زمان كار اندازه گیری نمی شود كه اقتصاددانان كلاسیك اظهار داشتند ، بلكه با استفاده از نیروی انسانی نیروی انسانی ایجاد می شوند. صاحبان وسایل تولید (سرمایه داران) کارگران را به کار می گیرند تا از طریق فروش محصولات / خدمات حاصل از کار ، ارزشی ایجاد کنند اما مناسب باشند. آنها دستمزد کارگران را می پردازند و تفاوت آن سود یا ارزش اضافی است که توسط سرمایه داران استخراج می شود. بنابراین ارزش از طریق استثمار ایجاد و تخصیص می یابد. پول بیانگر این ارزش است اما فقط نیروی کار ارزش را ایجاد می کند ، نه پول.

Sputnik: آیا دولت انگلیس برای هزینه کردن به مالیات وابسته است؟
مایکل رابرتز: نه ، دولت کاملاً به مالیات هزینه کردن وابسته نیست. در این سال COVID ، دولت قرار است 15٪ از تولید ناخالص داخلی را بیش از آنچه در مالیات دریافت می کند ، خرج کند.

چگونه می تواند تفاوت را پوشش دهد؟ 1) با استقراض ، یعنی انتشار اوراق قرضه برای مردم برای خرید با نرخ بهره (در حال حاضر بسیار پایین) یا 2) گرفتن بانک مرکزی به سپرده های اعتباری در بانکها و موسسات دیگر یا خود دولت – این به نام تأمین مالی پولی و به طور فزاینده در این بحران در حال اتخاذ است.

Sputnik: حامیان MMT اعتراف كردند كه فقط برخی از كشورها ، آمریكا ، انگلیس ، ژاپن ، استرالیا می توانند پول را مطابق آنچه مناسب می دانند چاپ كنند. آیا این یک تصادف است که بیشتر کشورهایی که آنها لیست می کنند کشورهای قدرتمندی هستند که سایر کشورها باید با آنها تجارت کنند؟

مایکل رابرتز: تصادفی نیست. دولتها ممکن است واحد پول (دلار ، پوند ، ین یا پزو) را کنترل کنند اما هیچ کنترلی را برای خرید آن ندارند. قوی ترین اقتصادهای تولید ، سرمایه گذاری و تجارت می توانند ارز قوی نسبت به سایر ارزها داشته باشند.

اخبار مرتبط  ارزهای رمزنگاری: آیا جهان کاملاً دیجیتالی خواهد شد ، طلا را از بین می برد و تسلط دلار را از بین می برد؟

در مورد ایالات متحده ، زیرا دلار اصلی ترین ارز بین المللی است ، دولت آمریکا می تواند بدون تحمل بیش از حد کاهش قدرت خرید دلار یا نسبت به سایر ارزها ، پول ایجاد کند. اما حتی با دلار ، از بازپرداخت و استهلاک نیز مصون نیست (توجه داشته باشید که پس از حذف پیوند دلار به طلا در 1971 ، “ارزش” دلار نسبت به سایر ارزهای دارای اقتصاد رشته ای کاهش یافته است).

در اقتصادهای ضعیف ، پولهای ملی همیشه تحت فشار نزولی هستند و چاپ پول باعث تسریع روند می شود و در نهایت به تورم بیش از حد منجر می شود.

اسپوتنیک: ونزوئلا ظاهراً پول مستقل خود را دارد ، مانند آرژانتین. اما هنگامی که هر دو کشور از آمریکا بدگویی کردند و در مورد اخیر به وامهای آن پرداخت نشده ، آنها دچار فرار سرمایه و مشکلات اقتصادی جدی شدند. تحت MMT آنها می توانستند راه خود را برای خروج از بحران اقتصادی چاپ کنند. چرا از این طریق نتیجه نگرفت؟

مایکل رابرتز: همانطور که در بالا گفته شد ، اگر پول فقط ارزش را نشان می دهد و ارزش ایجاد نمی کند ، فقط با چاپ بیشتر و بدون هیچ گونه پیشرفت در تولید ، سرمایه گذاری یا اشتغال باعث ایجاد ارز را کاهش می دهد ، تورم را بالا می برد و منجر به فرار سرمایه می شود. اگر یک کشور مجبور به پرداخت بدهی های بین المللی خود به دلار باشد ، در آن صورت پیش فرض ظاهر می شود.

اسپوتنیک: آیا توانایی دولت ایالات متحده برای چاپ پول در پیامدهای بزرگ به سایر کشورهای اطراف میل و نیاز به استفاده از دلارهای آمریکا بستگی دارد؟

مایکل رابرتز: این امر بستگی به قدرت اقتصاد ایالات متحده در بهره وری برای رقابت در تجارت دارد. اما ایالات متحده حمایت اضافی از دلار دارد. ایالات متحده مرکز اصلی مالی در سطح جهان است به همین دلیل جریان سرمایه معمولاً به دلار (دو سوم جریان) انجام می شود و دلار ارزی است که کشورها بیشتر ذخایر خود را در آن نگهداری می کنند. بنابراین دلار نقش منحصر به فردی دارد.

اسپوتنیک: دولت های انگلیس و ایالات متحده بدون هیچ گونه مدرک واقعی تورم مبالغ هنگفتی را به اقتصاد وارد می کنند. چرا این MMT را پشتیبانی نمی کند؟

مایکل رابرتز: به طریقی با فروپاشی تولید و کاهش هزینه ها ، “کمبود اقتصادی” بزرگی در اقتصاد ایجاد می کند. پمپ کردن پول و اعتبار در بانکها و صنعت ممکن است در نهایت “احتکار شود” باشد زیرا مردم نمی توانند هزینه کنند و مشاغل نمی توانند تولید کنند. اما هنگامی که مشاغل دوباره ظاهر می شوند و مردم شروع به هزینه می کنند ، ممکن است تورم بازگردد. این بستگی به این دارد که آیا افزایش پول برای فعالیت های تولیدی ، یعنی ایجاد ارزش جدید هزینه می شود یا خیر. باز هم می گویم این بستگی به پول ندارد بلکه به اینکه آیا استثمار کار تولید به اندازه کافی تولید می کند بستگی ندارد.

اسپوتنیک: با توجه به درک شما از نحوه کار پول در اقتصادهای مدرن ، فکر می کنید چه موقع ها برای چاپ ایالات متحده و چاپ مجدد پول و توزیع مجدد آن ها در شرایط مناسب ، چه محدودیت هایی دارند؟

مایکل رابرتز: رویکرد MMT کوتاه مدت است. مانند همه سیاست های کینزی ، این کشور با رکود اقتصادی و بیکاری آغاز می شود و می گوید اگر دولت پول خرج کند می تواند به رکود پایان دهد و اشتغال کامل را بازیابد. هیچ محدودیتی برای انجام این کار برای دولت وجود ندارد.

اما MMT / کینز بحث نمی کند یا توضیح نمی دهد که چرا رکودهای منظم و مکرر وجود دارد که نیاز به اقدام دولت دارد. چاپ بیشتر پول و اجرای کسری بودجه دائمی مانع از رکودهای بعدی نخواهد شد زیرا اینها نتیجه سودآوری بخش سرمایه داری و بهره برداری از کار در آنجا است.

Sputnik: چگونه به دولت انگلیس توصیه می کنید که از توانایی چاپ چاپ پول استفاده کند؟

مایکل رابرتز: در این بحران ، دولت نیاز به تصاحب و رهبری بهبود دارد. این نمی تواند به بخش سرمایه داری اعتماد کند و ناکارآمد و ضعیف باشد. سرمایه گذاری دولت می تواند با استفاده از روش های پولی تأمین شود ، اما رشد پایدار به کنترل دولت بخش های اصلی تولید اقتصادی در امور مالی ، صنعت و خدمات بستگی دارد.

اما چنین مداخله ای در حال حاضر قابل قبول نیست زیرا اقتصاد بازار را تهدید می کند ، که دولت بر آن استوار است و از آن پشتیبانی می کند. به نوعی ، MMT به عنوان یک تئوری بسیار رادیکال نیست ، زیرا اقتصاد بازار را تهدید نمی کند بلکه در عوض سعی دارد تا این کار را برای مردم بهتر کند. به نظر من ، انجام این کار مؤثر نخواهد بود.

نظرات و نظرات بیان شده در مقاله لزوماً منعکس کننده نظرات Sputnik نیست.